خرید بک لینک

درباره سایت

شاعران ایران زمین

آخرین مطالب

امکانات وب

هَلِه، نومید نباشی که تو را یار برانَدگرت امروز براند، نه که فردات بخواند؟در اگر بر تو ببندد، مرو و صبر کن آنجاز پس صبر، تو را او به سرِ صدر نشاندو اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرهارهِ پنهان بنماید که کس آن راه نداندنه که قصّاب، به خنجر، چو سرِ میش بِبُرَّدنَهِلد کُشتۀ خود را، کُشد، آنگاه کشاندچو دَمِ میش نمانَد، ز دَمِ خود کندش پُرتو ببینی دَمِ یزدان به کجاهات رساندبه مَثَل گفتم این را، و اگرنه کَرَمِ اونکُشد هیچکسی را و ز کُشتن برهاند همگی مُلکِ سلیمان به یکی مور ببخشدبدهد هر دو جهان را و دلی را نرمانددلِ من گِردِ جهان گشت و نیابید مثالشبه که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ هله، خاموش؛ که بی گفت، از این می، همگان رابچشاند، بچشاند، بچشاند، بچشاند نویسنده: حمزه نامدار تاریخ: جمعه نهم دی ۱۴۰۱ / 18:48 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا خلیلی تاريخ: پنجشنبه 22 دی 1401 ساعت: 14:05

صفحه بندی